نوشتن و داشتن اهداف کار ساده ای است؛
شما یک قلم و کاغد برمیدارید و هرآنچه را که دوست دارید به آنها برسید را یادداشت میکنید و آنها را به بازه های زمانی کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت تقسیم میکنید و بعد…
 بعد چی؟ پس چطور میخواهید آنها را بدست بیاورید؟

شاید ابتدا کمی تعلل میکنید، شاید بخواهید از شنبه ی معروفی که می آید شروع کنید، شاید چندتا از کلیپ های انگیزشی سوخت جت را تماشا میکنید و با انگیزه فراوان آماده میشوید که آنها را بدست آورید.

خب تا اینجا که همه چیز عالی است؛
شما قدم اول را برمیدارید… قدم دوم… قدم سوم و بوووووووم !!!!! با یک شکست همه چیز نابود میشود. انگار دنیا به شما میخواهد بگوید ‘نه نه نه … انقدر آسون نیست عزیزم… اهدافت قراره سخت تر بدست بیایند’

شما ناامید و سرخورده میشوید. برنامه ریزی هایتان به هم ریخته است.
اما نگران نباشید. بزرگترین نیاز بشر، میل به رشد و عظمت است و برای همین است که ما همیشه اهدافی در ذهن داریم تا بدست شان بیاوریم… اگر شکست خوردید اشکالی ندارد. اینبار به طرز متفاوتی قرار است شروع کنید.

اگر شما هم لیست اهدافی دارید و قرار است آنها را بدست آورید، این مقاله برای شما تجویز میشود.
شما در ادامه میخوانید چطور شکارچی اهداف باشید ! شکارچی به معنی واقعی کلمه، شکارچی واقعی، یعنی هیچ هدفی نتواند از دست شما در برود یا به نظر شما سخت جلوه کند، چون شما بدستش خواهید آورد.

 پس از خواندن این مقاله، احتمالا بدست آوردن اهداف لذتبخش ترین تفریح کل زندگی تان خواهد شد
برای شکار اهداف آماده اید؟

برای اینکه یک شکارچی اهداف باشید، باید چند 4 قدم مهم در این راه بردارید.
شما در ادامه این 4 قدم مهم را میخوانید و یادمیگیری که چطور خیلی سریع هر هدفی را در چهار قدم تبدیل به خاطره کنید و نه حسرت.

قدم اول | باید ترسیده باشید و ترس را همیشه نزدیک خودتان نگه دارید
اگر میخواهید یک زندگی معمولی مانند 97% افراد اطراف تان داشته باشید، شما هم باید از انجام کارهایی که حس خوبی به شما نمیدهند و احساس خوبی از انجامش ندارید، چون لذتبخش نیستند بر حزر باشید.

اگر بخواهیم ساده تر بگوییم : خیلی ساده تر است که غرقِ در خوشگذرانی و وقت تلف کردن با صحبت های طولانی پای تلفن با دوستمان باشیم تا اینکه… به کاری مهم و سخت تر بپردازیم.

اولین کاری که باید برای رسیدن به اهداف تان انجام دهید، داشتن این عادت جدید است.
باید با ترس دوست شوید. هروقت از انجام کاری احساس خوبی نداشتید (چون قبلا انجامش ندادید) یا می ترسید انجامش دهید… بدانید قرار است رشد کنید !

قرار است صفحه ای جدید در دفتر زندگی تان نقش بگیرد و شما به آدم جدیدی تبدیل شوید.
اگر احساس کردید خیلی وقت است انجام کاری جدید نترسیدید، بدانید زندگی شما رو به پسرفت است… شما باید خیلی سریع دست به کار شوید. کارهای ترسناک به معنی کارهای خطرناک یا هیجان انگیز نیست؛

اگر شما کارآفرین هستید، شاید برای شما ترسناک باشد تا محصول تان را به غریبه ها نشان دهید و از آنها بخواهید بابت آن به شما پول بدهند. شاید برای شما ترسناک باشد بخواهید در دانشگاه تان در برابر کل کلاس ارائه بدهید… و دیگر کارهایی که موانع درونی مان اجازه نمیدهند رشد کنیم.

پس همیشه ترس را نزدیک… خیلی نزدیک به خودتان نگه دارید؛ با آن دوست شوید و از سر و کله زدن با ترس لذت ببرید چون کمک میکند رشد کنید.

قدم دوم | سخت ترین وظیفه، اولویت اول تان باشد
اگر فکر میکردید گاز، قاتل خاموش است، باید چشمان تان را باز کنید !… چون تعلل قاتل شماره یک رویاهای تان است زیرا آدم بی رویا… تقریبا مرده ی متحرک است.

تفاوت افراد مرده با افراد زنده، در رویاهایی است که قرار است بدست شان بیاورند.
رویاهایی که به آنها داده شده چون فقط آنها قابلیت محقق ساختن آنرا دارند… پس رویای تان را زنده نگه دارید.

پس شما یک رویا دارید و لیستی از اهداف که قرار است بدست شان بیاورید. مشغول به کار میشوید؛ با وظایف مختلفی که به شما داده شده، اگر میخواهید موفق شوید سریع اهداف تان را بدست آورید، باید حاضر باشید ابتدا کارهای سخت تر را انجام دهید.

اگر در طول روز 10 کار مهم برای رسیدن به هدف تان باید انجام دهید؛
شما از این به بعد اول از همه باید سخت ترین کار را انتخاب کنید و آنرا تا تمام نکردید سراغ کارهای بعدی نباید بروید. سخت ترین کار، همان کاری است که بیشترین کمک را به شما میکند تا به هدف تان برسید. با ارزش ترین است و شما میخواهید از زیر انجام آن کار در بروید.

در واقع، دردِ انجام کار سخت (داشتن نظم) به مراتب کمتر از عذابِ پشیمانی آینده است… خودتان انتخاب کنید !

قدم سوم | اهداف تان را جلوی چشمان تان داشته باشید
این تکنیک مورد علاقه افراد موفق دنیاست. شما باید مهم ترین هدف تان را مکتوب کنید و در جایی قرار بدهیدش که بیشتر اوقات آنرا میبینید.

بر روی کاغذهای کوچک بنویسید و در دفترِ یادداشتِ روزانه تان قرار دهید، در کیف پول تان قرار دهید، بچسبانید بر روی درب یخچال تان، هرکاری میکنید باید اهداف تان را همیشه جلوی چشمان تان نگه دارید.

میدانید برای چه باید اهداف تان را همیشه در برابر دیدگان تان قرار بدهید؟
اگر همیشه اهداف تان را ببینید، ناخودآگاه ذهن تان دست به کار میشود تا شما را به سمت آنچه که زیاد میبینید و می شنوید ببرد (اینجا توضیح دادیم چطور این اتفاق می افتد)

حتی ناپلئون هیل، نویسنده کتاب «بیندیشید و ثروتمند شوید» هم این توصیه را کرده که اهداف مالی تان را بنویسید و در کیف پول تان قرار بدهید و روزی چهار مرتبه آنرا با صدا بلند بخوانید.

سعی نکنید اهداف تان را ابتدای سال بنویسید و آنرا در جایی مخفی کنید تا آخر سال آنرا نبینید، شما لازم دارید روزانه، هفتگی و ماهانه اهداف تان را مرور کنید.

در غیر این صورت مانند افراد معمولی دیگر 12 ماه سال را بدون هیچ پیشرفت و موفقیتی با بطالت وقت سرخواهید کرد.

 قدم چهارم | نتایج تان را بازی سازی کنید
بازی کرم Snake گوشی های موبایل قدیمی را یادتان می آید؟ همان ماری که طعمه را میخورد و درازتر میشد و نباید دم خودش را گاز میزد واگرنه می باختید… خب خیلی از ما روزانه چندین باز آنرا بازی میکردیم به امید اینکه بازی را ببریم.

میدانید چرا این بازی ساده، انقدر اعتیاد آور بود؟ چون ذهن ما اینجور چیزها را دوست دارد… ذهن ما دوست دارد فعالیت کند، پاداش بگیرد، فعالیت کند، پاداش بگیرد و همینطور ادامه دهد.

شما هربار درازتر و درازتر میشدید و چون این اتفاق سریع تر می افتاد، اعتیاد شما بیشتر میشد به بازی… بازی لذتبخش تر میشد.

خب چرا اهداف تان را بازی سازی شده نمیکنید؟
بازی سازی یا Gamification از جمله جدیدترین حوزه های موفقیت شخصی است. شما اهداف تان را مرحله بندی میکنید و در انتهای هر مرحله یک جایزه برای خودتان در نظر میگیرید.

سعی کنید مراحل را کوچک تر کنید تا سریع تر به جوایز برسید. با این کار ذهن شما درگیرِ بدست آوردن جوایز خیلی سریع شما را برای بدست آوردن اهداف تان تحت فشار میگذارد.

برای مثال؛ هدف شما خواندن یک کتاب در هر ماه است.
خب شما بابت هر 20 صفحه کتابی که میخوانید به خودتان یک جایزه بدهید (قرار نیست جایزه ها بزرگ و هزینه بر باشند) مثل گوش کردن به یکی از آهنگ های مورد علاقه تان، یا دیدن یک قسمت از سریال مورد نظرتان یا هرکار دیگری که انگیزه ای برای شماست تا مجبور شوید وظایف سخت را خیلی سریع انجام دهید.

سخن آخر؛
ما در این مقاله راجع به اهداف صحبت کردیم. یادتان باشد، اهدافی که منظور ماست، همان چیزهایی است که ارزش تلاش کردن بابت آنها وجود دارد. پس ابتدا اهدافی که یادداشت میکنید را یکبار دیگر مرور کنید، آیا این اهداف همان چیزهایی هستند که میخواهید؟