محمود وحدت : جرمی‌گفت: «سم، تو داری با من شوخی می‌کنی؟ فورت بزرگ‌ترین کار سازمان را برای ما ایجاد کرده است. او بهترین کارمند ما است. فورت ناکس بزرگ‌ترین پروژه سازمان را برایش به ارمغان آورده بود. اگر برای کارهایی که او کرده بود نبود، سازمان هنوز هم داشت با مشکلات دست و پنجه نرم می‌کرد.»

سم گفت: «اگر منظورت از عالی همان شیطانی است، در این صورت تو درست می‌گویی.» سم دوست و همکار جرمی‌بود و به او کمک کرده بود که با استفاده از ساختار و مشوق‌های جدید، نیروی فروش سازمان را ساختار دهی مجدد کند. ولی در عین حال، سم مدیر واحد اخلاق سازمان SFS هم بود.
او گفت: «یک خطای اخلاقی، در هر حال یک خطای اخلاقی است. همان طور که سیاست ما می‌گوید، کارهای فریب‌کارانه، غیراخلاقی هستند. چنین افرادی باید نتایج کارشان را هم ببینند و در این میان، تو کسی هستی که باید این موضوع را به خوبی بدانی.»
جرمی‌فکر کرد او درست می‌گوید. زمانی که جرمی‌پنج سال پیش به سازمان آمده بود، به دلیل برخی مسائل و دعواهای اخلاقی که در سازمان دیده می‌شد، او یکی از افرادی بود که طرفدار نوشتن کد اخلاقی برای سازمان بود. ولی همین قوانین حالا داشتند بر علیه بهترین کارمندش فورت ناکس عمل می‌کردند. چطور این اتفاق افتاده بود؟